تبليغاتX
::خوی::

پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 18:58
                               اشکال مختلف
نوشته شده توسط فرزاد حاجی محمدی | لینک ثابت | موضوع:  

پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 ساعت 16:50
امروز میخواهم یه ذره از مزیت و اهمیت اینکه در جامعه اسلامی زندگی می کنیم را بنویسم.
هر کسی که در چنین جامعه ای زندگی می کند (مانند: ایران٬ عربستان٬ کویت٬ عراق و...) اگر یه ذره تلاش کنند به راحتی می توانند با احکام دین مبین اسلام  آشنا شوند.
مثلا اگر برنامه های رادیو٬ تلویزیون٬ تکیه ها٬ مساجد و حتی نوشته هایی که در سطح شهر در جایگاه های بالا مانند جایگاه تبلیغات می نویسند (کتیبه ها و پارچه نوشته ها).
ولی در یادگیری احکام خود آنها هم نقش دارد و می توانند یه ذره از تابلوهای در سطح شهر و یه مقدار از احکام را در مساجد و یه مقدار هم از رادیو تلویزیون یاد بگیرند. پس می توانیم این حسن را برای جامعه اسلامی نام برد. 
 
نوشته شده توسط فرزاد حاجی محمدی | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه نوزدهم دی 1384 ساعت 14:31
به راستی برره کجاست؟جایی نزدیک فساست؟یا همین نزدیکی هاست؟برره هیچ جا نیست وهمه جا هست. برره همین میهمن ماست.اینجا برره است. برره شبیه ایران امروز وایران امروز شبیه برره است وماهمه برره ای هستیم.تلنگر ونیشتری برزخم کهنه وچرکین بی تفاوتی وبی خیالی وبی عاری ما نسبت به خیلی چیزها.

دربرره کسی فکر نمی کند.زحمتی هم برای تمرین تفکر نمی کشد.

دربرره اوضاع روال عادی خود را دارند.همه از آن بالا بی خبرند.دنیایشان محدود ومنتهی به سرحدات شرره است.

دربرره کسی نباید حرف سیاسی از خودش درآورد وگرنه او را چولمنگ می دانند.

دربرره کسی بهتر و بیشتر از ما نمی داند.همه چیز را ما وبهتر از دیگران می دانیم.

دربرره آدمها تکراری اند وحرف تازه ای کسی ندارد.

دربرره دستها تعطیل است و دهانها مشغول فعالیتند وحرف مفت زدن عادت روزمره شان است.حرف خوب زدن وخوب حرف زدن خنده داراست.

دربرره قانون ومقرارات چیزی شبیه به سرگرمی وبرای خالی نبودن عریضه است وگرنه سخت ترین قانونها را نیز می توان با اسکناسی که البته گوشه داشته بید خرید.

دربرره کمتربا هم می خندند که بیشتر به هم می خندند.

دربرره هزار ویک چیز خنده دار وجود دارد منتها نه برای ما.برای ما که خود به مراتب بدتر از برره ای ها هستیم.خنده ندارد.گریه دارد.این همه که ازویژگی های برره برشمردیم آیا بیشتر وبدتر ازآن درایران خودمان نیست.درآنجااگرچنان است دراینجا نیز چنین است.ما خیال می کنیم که به برره می خندیم درحالیکه دیگران ودزدکی فیلم آن را ساخته اند ونشسته اند وبه ما خندند.برای همین است که عنوان شبهای برره برای این است که ما شبها می نشینیم و  تعزیه خودمان راتماشا می کنیم.وگرنه همچنانکه می بینید اصلاٌ شبهای برره نمایش داده نمی شود.آقای مدیری نتوانسته مستقیم بگوید والبته روال کار طنز نیز به طعنه وکنایه گفتن است والا اگر می توانست نام این مجموعه را به جای شبهای برره می گذاشت:شبهای ایران.

منبع مطالب نوشته شده: زندگی زیبا

نوشته شده توسط فرزاد حاجی محمدی | لینک ثابت | موضوع:  
دوشنبه پنجم دی 1384 ساعت 18:47

امروز يك روز زيبا و خوب در شهر خوي رو سپري كردم و ديروز هم تولد فصل زمستان را در خوي جشن گرفتم.
ديروز هم خيلي خوش گذشت نه آلودگي هوا در كار بود و نه ترافيك هاي طولاني و پر سر و صدا خلاصه خيلي خوش گذشت جاي همگيتون خالي بود.
khoy-tohid.jpgشهرستان خوي به سبب موفقيت جغرافيايي و استراتژيكي خود، از گذشته هاي دور هميشه در معرض تاخت و تازها و كشت و كشتارها بوده و ساكنين شهرهايي چون خوي كه در بلاد سر حدي قرار گرفته اند، كمتر روي آرامش و راحتي مي بينند.
تاریخ خوی:
بر طبق سنگ نوشته هاي آشوري، خوي شهري آبادان بوده و احتمال دارد،لقب ?هزارديه? كه در سنگ نبشته هاي آشوري آمده در مورد اين شهر باشد، كه هرتسفلد به آن اشاره كرده است.
شهرهاي كنوني قطور، خوي، مرند، اين ناحيه را آشوريان "سانگيبوتو" مي ناميدند و از قرن نهم تا پايان قرن هشتم قبل از ميلاد كاملاً جزو "ارارتو" بوده است و سرنوشت آن بعد از آن تاريخ تا سقوط آشور و "ارارتو" روشن نيست.

جلگه "سانگيبوتو" ناحيه اي بود زراعتي و حاصلخيز، كوههايي كه آن را از دره ارس جدا مي‌كردند و رشته جبالي كه به موازات مدار قرار داشته، "با گردنه قطور" ناحيه مزبور را از فلات آسياي صغير مجزا مي‌سازد. در عهد باستان كاملاً پوشيده از جنگل انبوه بودند.
ادامه تاریخ این شهر را در اینجا: تاریخ و فرهنگ خوی مطالعه کنید

نوشته شده توسط فرزاد حاجی محمدی | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه دوم دی 1384 ساعت 14:35

امروزه در هر کشوری برای خرید و فروش شیء و چیزی از آن استفاده میکردند ولی در تمدن های دور این چنین نبود و از قانون تبادل کالا و کالا واسطه استفاده میکردند که در کتب های راهنمایی (مانند کتاب خودمان) درباره آن توضیحاتی داده شده است.
قانون تبادل کالا:
در این قانون که زمانهای گذشته ایجاد شده است چنین است که دربرابر چیزی چیز دیگری میگیریم مثلا یک کیلو گندم میدهیم و یک متر پارچه میگریم ولی این کار ضررهایی هم دارد که اگر بنویسم همه همکلاسیام فکر میکنند از روی کتاب دوم راهنمایی نوشتم ولی یکی ضررهای اون رو مینویسم که سختیه این کار چون مثلا یکی یه کیلو آرد میخواد و یکی دیگه یک کیلو جو داره ولی در صورتی که اون طرف فقط پارچه داره در این صورت باید چند تا تبادل انجام بده تا کالای مورد نظر طرف رو تهیه کنه تا در عوض اون کالایی که احتیاج داره رو دریافت کنه.
خداییش منم جای رفیقام بودم شک میکردم که دارم از رو کتاب مینویسم ولی باور کنید به این جور مطالب علاقه دارم و دارم از حفظ مینویسم برا همون شاید اشکالاتی داشته باشد.
کالای واسطه:چندین سال بعد به ذهنشان رسید که بجای تبادل کالا ٬  کالایی را بوجود بیاورند که همیشه دارای ارزش و اعتبار باشد و در آن کشور از آن فرآورده زیاد باشد مثلا:در ایران خوشکبار٬ در کانادا پوست حیوانات و در آفریقا صدف. اما! به این کار هم اعتباری نبود چونکه ممکن بود راهزن حمله کند کالای واسطه از بین رود و مشکلات حمل و نقل و.....
ولی هنوز هم در بعضی از روستاها از این روش قدیمی استفاده میکنند.
و تا اینکه چندین سال بعد به ذهنشان رسید که پول را بوجود بیاورن که حمل و نقل را آسان میکند و مشکلات حمل آن و فاسد شدن آن هم مطرح نیست ولی در اوایل اختراع پول سکه ها از طلا بود ولی امروزه با پیشرفت علم به دلیل گرانی طلا و نقره از آلیاژ آنها با ترکیب با مواد فلزی سکه و پول را میسازند.

اسکناس هاي  امروزی:
******************

نوشته شده توسط فرزاد حاجی محمدی | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه یکم دی 1384 ساعت 15:58

نوشته شده توسط فرزاد حاجی محمدی | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه یکم دی 1384 ساعت 10:9

عيشم مدام است از لعل دلخواه

كارم به كام است، الحمدلله

اي بخت سركش تنگش به بر كش

گه جام زركش، گه لعل دلخواه

ما را به رندي افسانه كردند

پيران جاهل، شيخان گمراه

از دست زاهد كرديم توبه

وز فعل عابد  استغفرالله

جانا چه گويم شرح فراقت

چشميّ و صد نم، جانيّ و صد آه

كافر مبيناد اين غم كه ديدست

از قامتت سرو از عارضت ماه

شوق لبت برد از ياد حافظ

درس شبانه ورد سحرگاه

 

نوشته شده توسط فرزاد حاجی محمدی | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه سی ام آذر 1384 ساعت 18:32
 

نوشته شده توسط فرزاد حاجی محمدی | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه سی ام آذر 1384 ساعت 18:26

منبع:

نوشته شده توسط فرزاد حاجی محمدی | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه سی ام آذر 1384 ساعت 18:13
امسال به احتمال زياد شب يلدا را در شهر خوي هستم .ميخواهم تا صبح بيداربمانم و ببينم که انقدر ميگن که طولاني ترين شب سال است چه شکليه؟ (راست بگم تا به حال شب يلدا بيدار نماندم.)
من اطلاعات زيادي درباره اين شب ندارم ولي اين رو ميدانم که در اين شب مردم به خوردن هندوانه و آجيل مشغول ميشوند و حتي براي اين شب از قبل هم ميوه و تنقلات ذخيره سازي ميکند.
شب يلدا هميشه در آخر پاييز است و به نظرم بخاطر اين است که هندوانه و ميوه هاي ديگر ميخورن که يعني با اين ميوه هاي رنگ و با رنگ تابستاني و بهاري و پاييزي و صيفي خداحافظي کنيد.
شب يلدا مبارک بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا.
شب است و گيتی غرق در سياهی
شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی
باور به نور و روشنايی است ،
و از دل شبهای يلدا ، جشن مهر و روشنايی به ما ارمغان می رساند

که شام تيره ما را ، از تاريکی می رهاند تيرگی هاتان در دل نور خاموش باد ،
شب يلدا را به نور قرنها قدمت جاری نگه داريم . . . .
منبع شعر: شب یلدا
 
 
نوشته شده توسط فرزاد حاجی محمدی | لینک ثابت | موضوع: